برای داروگ...

نام وبلاگ برگرفته از وبلاگ قبلی من میباشد
اما کاربردش کاملن متفاوت است :
اینبار ب عنوان نام فرزندم...
فرزندی ک هنوز زاده نشده و شاید هرگز زاده نشود...
اولن برای اینکه بداند جنسیت او هرگز برایم مهم نخاهد بود
دوم اینکه حتی اگر ب اندازه ی یک قورباغه ی درختی زشت باشد دوستش خواهم داشت
و سوم پیام اور باران خواهد بود...
البته شاید من هرگز بچه دار نشوم یا هرگز ازدواج نکنم دراینصورت شاید این وبلاگ را نشان برادر زاده ام دادم یا نمیدانم هرفرد دیگری ک هنوز زاده نشده ...!

آخرین مطالب

12.سنگ، کاغذ، زندگی

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۱ ق.ظ

نمی دانم تابحال به سنگ کاغذ قیچی بازی کردنتان دقت کرده اید؟!

من زیاد دقت میکنم...!

علی ۱۶ ساله است، تقریبا ب بلوغ عقلی رسیده و نسبت ب سنش ادم پخته ایست، کاملا مشخص است ک هر چیزی ک رو میکند حاصل تجزیه و تحلیلی است ک از حرکت قبل من ب دست اورده، ینی حدس میزند من چ چیزی رو میکنم...

من همیشه یک قدم از او جلو ترم، چون میدانم ذهنش چ چیزی را تحلیل میکند و در اختیارش میگذارد پس اورا شکست میدهم .


امیررضا ۵ ساله است، 

من تابحال هرگز اورا نبرده ام، او مرا تجزیه تحلیل نمیکند، فقط بازی میکند، ذهن من سعی میکند حرکت بعدی اورا بخواند همانطور ک حرکت علی را میخواند اما مشکل اینست ذهن امیررضا از هیچ قاعده ای پیروی نمیکند، سعی نمیکند مرا حدس بزند، امیررضا فقط بازی میکند...

این داستان قابل تعمیم ب زندگی منست...

من خوب بلدم تجزیه تحلیل کنم، اگر بازی روی قاعده باشد من برنده ام، اما در زندگی بیشتر لازمست ک شما فقط بازی کنید... ن ب چیزی فکر کنید و نه انرا بشکافید...

ذهن من طرز مسخره ای معتقد است باید همیشه کار کند اما فقط بازی کردن را بلد نیست

این میشود ک همیشه از امیررضای پنج ساله زندگی میبازم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۴
میم. طرار

نظرات  (۱)

از بهترین نوشته ها 
پاسخ:
خیلی ممنون...(:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی